محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
634
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ماهيت آن : گفتهاند حب نباتى است برگ آن شبيه به برگ زيتون و از آن بلندتر و عريضتر و نرمتر و از آن آنچه نزديك به زمين است مفروش بر آن و شاخهاى آن باريك ايستاده تا به يك ذرع و زياده و كمتر از آن شبيه به اذخر و صلب و بر اطراف شاخهاى آن چيزى شبيه به ساق منقسم به دو قسم و بر آن برگهاى ريزه و ما بين برگها تخم آن و آن سفيد صلب مدور شبيه به كرسنه كوچكى منبت آن زمينهاى خشن و اماكن عاليه و انطاكى گفته تخم آن سياه رنگ با خشونت و در كوهستان در هنگام بودن آفتاب در برج اسد مىرويد . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و انطاكى در دويّم دانسته . افعال و خواص آن : * اعضاء الصدر * جهت سرفه بارد مزمن و ربو و ضيق النفس . * اعضاء الغذاء و النفص * جهت فواق رطوبى و اسهال و ادرار بول و با شراب سفيد جهت سنگ گرده و مثانه و رفع احتباس بول و حيض و ضماد آن جهت بواسير نافع . المضار : بغايت مضعف باه و مجفف منى ، مصلح آن مغز چلغوزه . مقدار شربت آن : تا سه درم است . قلت به ضم قاف و سكون لام و تاى مثناة فوقانيه معرب از كلتهه هندى است و به فتح قاف و كسر نيز آمده به سريانى قلتا و به يونانى اقونيا و به رومى توانيقى نامند و در حرف الحاء مع الباء در حبوب ذكر يافت . قلسوفوديون به فتح قاف و سكون لام و ضم سين مهمله و سكون واو و ضم فا و سكون واو و كسر دال مهمله و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و نون لغت يونانى است . ماهيت آن : نباتى است صغير به قدر يك شبر مستعمل در وفور نار . منبت آن ما بين سنگها برگ آن شبيه به برگ نوعى از نمام كه آن را ارقلس نامند و گل آن شبيه به ارجل السرير متفرق بعضى از بعضى مانند گل فرابيون . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و با جوهر لطيف محرق . افعال و خواص آن : آشاميدن نبات و طبيخ آن جهت نهش هوام و شدخ عضل و تقطير البول و ادرار طمث و اخراج جنين و قطع ثواليل كه آن را به يونانى افروخودوس نامند مؤثر چون چند روز بدان مداومت نمايند . قلفونيا به ضم قاف و سكون لام و ضم فا و سكون واو و كسر نون و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف مقصوره لغت يونانى است . به فارسى زنگبارى نامند . ماهيت آن : گفتهاند صمغ صنوبر است مطلقاً و بعضى گفتهاند صمغ صنوبر برّى است كه به يونانى قوفا نامند و آن صمغ راتينج است كه خود به خود سيال باشد چون طبخ دهند آن را انجماد يابد قلفونيا نامند و شيخ ابن بيطار گفته غلط كردهاند كسانى كه آن را راتينج به عينه دانستهاند به گمان آنكه راتينج علم است از براى تمام اقسام آن و اين خطا است بلكه مخصوص به صنفى از اصناف آنست كه به طبخ انجماد يافته باشد و بغدادى گفته كه قلفونيا صمغ صنوبر است و سه نوع است يكى سيالى كه منعقد نمىشود مانند قطران و بعضى آن را قطران نامند و نوع دويّم صلب و نوع سيّم آنست كه بعد طبخ صلب مىگردد و اين فى الحقيقت قلفونيا است و آنچه شامل جميع اصناف است راتينج است و راتينج را راتيانج نيز نامند و راتيانج در حرف الراء مع الالف ذكر يافت . قلقاس به فتح دو قاف در ميان هر دو لام ساكن و الف و سين مهمله لغت عربى است و گفتهاند به ضم اول لغت رومى است و به سريانى قلقاسى و به رومى اوذى تغس و به هندى اروى و به دكهنى چمكدلا و به بنگالى كچو نامند . ماهيت آن : ابن بيطار و بغدادى نوشتهاند نباتى است كه نزديك آبهاى ايستاده مىرويد . برگ آن املس بزرگ شبيه به برگ موز و از آن در طول كمتر و كوچكتر و هر برگى را ساقى علىحده از يك بيخ رسته نهايت به سطبرى انگشتى و بيخ آن به بزرگى ترنجى و كوچكتر از آن نيز به قدر زردكى ظاهر آن مايل به سرخى و باطن آن سفيد و طعم آن با قبوضت و حدت و بورقيت و لزوجت كامن و چون در آب جوش دهند و آب آن را چند مرتبه تبديل نمايند پس طبخ دهند قبوضت و حدت و بورقيت آن زايل و لذيذ و لزوجت كامنه آن زايل گردد و برّى نيز مىباشد و ليكن غير مستعمل و آنچه در بنگاله مىشود و ديده شده بيخ جنگلى برّى آن كه نزديك آبها و گودها خودرو است كچو نامند شبيه بدان است كه ذكر يافت و شاخهاى آن تا قدرى ناودانى شكل و تتمه مدور و به تدريج باريك شده تا به برگ پيوسته و به هر بوته را نهايت تا چهار شاخ و برگ آن فى الجمله شبيه به كشتى كوچكى كه يك طرف آن باريك و طرف ديگر آن عريض و در جوف آن در ايام بارش و شبنم اندك اندك آبى مىماند و منبت آن كنار آبها و زمينهاى نمناك و نهايت بلندى شاخهاى آن تا به يك و نيم ذرع و بعد از بزرگ شدن آن از بيخ آن ساقى مىرويد و بر سر آن گلى زرد رنگ طولانى و بوى آن شبيه به بوى زردچوبه و رنگ آن نيز به رنگ آن و تخمى ندارد